خاطرات شهید عشقعلی قنبری از زبان همرزمش امید اصغری
عشقعلی قنبری، دهم فروردین ۱۳۳۹، در روستای اسفرورین از توابع شهر تاکستان به دنیا آمد. پدرش علی، کشاورز بود و مادرش رقیه نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. راننده جهادسازندگی بود. سال ۱۳۶۲ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. سیزدهم آبان ۱۳۶۶، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به پاها، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
نوید شاهد قزوین: سال ۱۳۶۶ آخرین باری که به جبهه رفته بودیم، عشقعلی چهره ای نگران داشت و رفتار او با همیشه متفاوت بود.
عملیات آغاز شده بود و ما باید با ماشین کمپرسی جهت انجام وظیفه به خط اعزام می شدیم، قبل از حرکت، عشقعلی گفت: لاستیک ماشین را عوض کنیم تا در بین راه با مشکل روبرو نشویم.
من به او گفتم بگذار پس از بازگشت از عملیات، لاستیک را عوض کنیم ولی او خطاب به من گفت: شاید از این مأموریت باز نگشتیم.
من هم پذیرفتم و پس از عوض کردن لاستیک ماشین، با بار ماسه به محل عملیات حرکت کردیم.
وقتی که مشغول تخلیه بار شدیم، دستگیره ماشین خراب شد.
عشقعلی از ماشین پیاده شده تا دستگیره را تعمیر کند، پس از انجام کار، به محض اینکه می خواست پایش را بالا بگذارد و سوار کامیون شود، خمپاره ای در کنار او به زمین نشست و ترکش آن یک پای عشقعلی را قطع کرد.
صحنه صحنه ی عجیبی بود، دشمن به سمت منطقه ای که ما در آن بودیم شلیک می کرد، همه جا را آتش و دود فرا گرفته بود، به طوری که هیچکس جرأت جلو رفتن و کمک به دیگران را نداشت.
اما با هر زحمتی که بود بعد از دقایقی خود را به او رساندم تا به بیمارستان منتقلش کنم، ولی متأسفانه به دلیل خون زیادی که از وی رفته بود در راه بیمارستان دعوت حق را لبیک گفت و به شهادت رسید.

منبع: بنیاد شهید و امور  ایثارگران استان قزوین./ راوی: امید اصغری
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده