وصیت نامه شهید محمدرضا محمدی
محمدرضا محمدی، هشتم خرداد ۱۳۴۰، در روستای فارسیان از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمدعلی و مادرش رقیه نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند. پاسدار بود. بیست و یکم اسفند ۱۳۶۳، در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.
به گزارش نوید شاهد قزوین:
وصیت نامه شهید محمدرضا محمدی

مقابل این همه شهید ما مسؤول هستیم !

عده ای رشد انسانیت را در پول، ثروت، زمین، مقام، ریاست، زور و شهوت رانی و عده ای هم در سیر و سلوک به سوی معارف اسلامی و رسیدن به هدف اصلی خلقت بشر می دانند.
جنگ از سال های بسیار دور، بین اسلام و کفر وجود داشته و دارد و در این مقابله ها، خداوند رهبرانی را فرستاد تا ملت را هدایت فرمایند؛ ولی عده ای یا به خاطر ضعف ایمان و یا جنبه های نَفْس پرستی و شیطان پرستی از پیروی دین خدا سرپیچی نمودند و راه ظلمت را پیش گرفتند و عده ای هم راه هدایت را پیش گرفتند و به سرمنزل مقصود رسیدند.
خدایا! تو گواهی که برای یاری دین تو و حفظ قرآن و آزادی انسان ها از یوغ بندگی ستمگران به جبهه آمدم و رضای تو را می جویم و گر چه کوله بار گناه بر دوشم سنگینی می کند؛ ولی با چشم دوختن به دریای رحمت و کَرَمَت، در این راه قدم نهادم.
امیدوارم جانی را که امانت توست، به نحو احسن تحویل دهم.
خدایا! تو مرا بیامرز که جز تو کسی را ندارم و اگر قرار است بمیرم، چه بهتر که حسین وار کُشته شوم.
بیایید شعارهای مذهبی خود را جامه ی عمل بپوشانیم و رفتار و کردار ائمه ی هدی را الگوی زندگی خود قرار دهیم و نَفْس خود را به محکمه بکشیم و از آن بازخواست کنیم و تسلیم مادیات و طبیعت نشویم؛ زیرا هدف ما، دنیای مادی نیست؛ بلکه ادامه ی راه انبیا و پیوستن و رسیدن به لقاء الله است.
ما باید -و حتماً- پشتیبان روحانیت و مُطیع ولایت فقیه باشیم تا به کشور و دین مان آسیبی نرسد؛ زیرا روحانیون جانشین امامان و ایشان نیز جانشین پیامبران و آنان هم رسولان و فرستادگان حق می باشند و اطاعت از آن ها لازم و در این برهه از زمان -که کشور و اسلام عزیز در خطر و انقلاب نوپا است- واجب می باشد.
همه ی ابرجنایتکاران قصد نابودی قرآن و اسلام را کردند و مستضعفان جهان را به ستوه آوردند.
آیا ما گوشه نشینی را ترجیح می دهیم و خود را مصداق آیه ی: «صم بکم عمی فهم لا یرجعون» (بقره/ ۱۸) قرار دهیم؟
خدا می داند همه ی ما به اسلام بدهکاریم و مقابل این همه شهید مسؤول هستیم؛ درخت اسلام به این خون ها احتیاج دارد.
پدر و مادر عزیزم! بنده ی حقیر خیلی شرمنده ی شما هستم و خیلی گردن بنده حق دارید.
چه خطاهایی که کردم؛ ولی مرا بخشیدید و با توفیقات الهی بزرگ کردید و به هنگام پا گذاشتن به عرصه ی دنیای خاکی دهانم را با تربت امام حسین(ع) معطر کردید.
حالا هم خداوند ما را جزو زایران حسین(ع) قرار داده است؛ پس مرا حلال کنید و از «رب العالمین» بخواهید شهادتم را قبول فرماید و هر وقت دل تان گرفت به عشق امام حسین(ع) و اولادش بگریید و امام و یاران باوفایش را دعا کنید.
از براداران، خواهران، دوستان، فامیل و از همسایه ها و به خصوص از یادگار برادر بزرگم حلالیت می طلبم و هم چنین از کلیه ی برادران پایگاه امامیه و کسانی که حقی را از آن ها ضایع کردم، رضایت می طلبم.
پیام این حقیر این است: همان گونه که امام امت، راه حسین(ع) را ادامه داد، شما هم راه امام حسین(ع) را ادامه دهید و خط امام را پیرو باشید و در مشکلات و مصایب، صبور و به یاوه گویی های پوچ منافقین و غافلین از خدا بی خبر، گوش ندهید.
پدر و مادر عزیزم! گریه برای شهید ثواب دارد؛ اما مواظب باشید فقط برای شهید کربلا گریه کنید و دل تنگ و ناراحت از رفتن بنده نباشید.
خداوند –عزّ و جل- خودش در قرآن کریم بارها می فرماید: «شهید زنده است!» از برادرانم خواهشمندم درس شان را ادامه دهند و از این دو روزه ی دنیا توشه برای آخرت بردارند، که دنیا محل گذر است.
مبادا از جاهلی و نادانی، سنگر منافقین شویم و -خدای ناکرده- ضربه ای به اسلام وارد کنیم، بدون این که حتی خودمان متوجه شویم.
پدر و مادر گرامی ام! خدا را به پنج تن آل عبا، ابراهیم و اسماعیل و به فرق شکافته شده در محرابِ امیر المؤمنین(ع) و به پهلوی شکسته ی حضرت زهرا(س) سوگند دهید که این قربانی را مانند قربانی های حسین و ابراهیم بپذیرد و هر وقت قلب تان شکست به یاد قربانی های امام حسین(ع) بیفتید و از خدا بخواهید عیوب و گناهان بی شمار مرا -که در این دنیا پوشانید- در آن دنیا هم بپوشاند و رسوا و هلاکم نگرداند و به قرآن -کلام خودش- و به مخلصین درگاهش سوگند دهید که اگر ناخالصی در نیّاتم بود، پاک و خالصم کند.
خدایا، کریما و رحیما! به احترام خون امام حسین(ع) و اولاد و اصحابش و به آیه های قرآن و پاکان مخلصت سوگند می دهم، بنده ی حقیر را رسوا و هلاک مگردان.
خدایا! تو نیازی به عذاب من نداری و از دریای کَرَمَت -به هنگام بخشش- کاسته نخواهد شد؛ پس ما را عفو نما و با مُحمّد(ص) و آلش و شهدای کربلا، محشور بگردان.
برادران، خواهران و هم کیشان! نصیحت برادر کوچک تان را بپذیرید و در امر نماز کوشا و رهبر را تنها نگذارید و این ذلیلِ گناهکار را ببخشید و از مواضع تهمت، غیبت، سخن چینی و خودپسندی دوری کنید تا مبادا هلاک شوید.

منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده