وصیت‌نامه
وظیفه‌ی خود مى‌دانم که به یارى اسلام عزیز بشتابم. باید از همه‌ی شما - خانه و زندگى‌ام- بگذرم و به سخن امام عزیز لبیک گویم و تا جایى که مى‏‌توانم از اسلام دفاع کنم...

به گزارش نوید شاهد قزوین،

وصیت‌نامه شهید مفقودالاثر محمد مجدی

همه باید به یاری اسلام بشتابند

شهید مفقودالاثر محمد مجدى: همسرم! من با خون شهدا پیمان بستم، تا لحظه‌‏اى که جان در بدن دارم، دنباله ‏رُویِ راه آنها باشم و راهشان را ادامه دهم. هر چند به تو و بچه‏‌ها، خانواده ی شما و خودم علاقه‌‏مندم؛ ولى چون جنگ است - و به قول رئیس‏ جمهور شهیدمان رجایى که مى ‌گفت: «مسأله ی اصلى ما، جنگ است.» و امام عزیزمان نیز بارها به این مطلب تأکیدکردند- وظیفه‌ی خود دانستم - با پیروى از سخنان این دو بزرگوار و سایر نهادهاى انقلابى و حزب اللهی- به میدان جنگ بروم.

همسرم! ما مسلمان هستیم و پیرو امام حسین(ع) که به خاطر اسلام، از برادران، فرزندان، خانواده و یاران خود گذشت و همه‌ی آنها را در راه خدا قربانى کرد و زیر بار ذلَّتِ یزید جنایتکار نرفت؛ چرا که یزیدِ پلید مى‌خواست با هوا و هوس خود، اسلام را از بین ببرد و زحمات چندین ساله‌ی پیامبر اکرم، حضرت محمد(ص) و امام على(ع) و امام حسن مجتبى(ع) را از بین بِبَرد؛ اما امام حسین(ع) وظیفه‌ی خود دانست که مقابل یزیدِ جنایتکار بایستد و از دین خدا دفاع کند، که شرح کامل آن، از منِ عاجز بر نمى ‏آید!

همسرم! دو سال و چند ماهى مى‏‌شود که صدام پلید - فرزندِ همان یزید بن معاویه- شهرها و روستاهاى ما را ویران کرده و بهترین جوانان ما را به شهادت رسانده و همین ویرانى‌ها، چقدر معلول و مجروح به جاى گذاشته و چقدر از برادران و خواهران ما را آواره کرده است.

صدام که به ناموس ما (وطن) تجاوز کرده است، در عراق - سرزمین مقدسى که قبور امامان معصوم ما در آن جا است- حکومت مى‏‌کند و هر لحظه چکمه‏‌هاى پلید خود را سر برادران و خواهران ما فرود مى‌آورد و به دستور آمریکاى جنایتکار، این شیطان بزرگ - که خدا او و تمام دوستانش و منافقانى را که از او درس مى‏ گیرند و جنایت مى‏‌کنند، لعنت کند- به کشور عزیزمان حمله مى‏‌کند و شما نیز هر روز شاهد جنایت هاى این دَرَّنده‌ی خونخوار و وحشى هستید.

در حقیقت هدف آنها این است که انقلاب اسلامى را از بین ببرند؛ تا دین خدا غریب بماند. اینجا است که هر شخص مسلمان، وظیفه دارد از دین خدا دفاع کند. همان گونه که امام حسین(ع) روز عاشورا - و در آن لحظات آخر- ‏گفت: «هل من ناصرٍ ینصرنى؟»؛ آیا کسى هست دینِ خدا را یارى کند؟ اکنون نیز این سخن را از زبانِ ولى امر زمان مى‏ شنویم، که می خواهد دین خدا را یارى کنیم.

ما باید به این سخن امام عزیزمان توجه و از دین خدا دفاع کنیم. ما باید از امام حسین(ع) درس بگیریم و به راهش ادامه دهیم؛ تا – ان‌شاء الله- عراق و دیگر کشورهاى مسلمان را از وجود این جنایتکارها پاک کنیم.

همسرم! به همین علت من وظیفه‌ی خود مى‌دانم که به یارى اسلام عزیز بشتابم. باید از همه‌ی شما - خانه و زندگى‌ام- بگذرم و به سخن امام عزیز لبیک گویم و تا جایى که مى‏ توانم از اسلام دفاع کنم. آرى! من به خاطر رضاى خدا، از شما مى‏‌گذرم و به جبهه مى‏‌روم؛ تا به وظیفه‌ی خود -آنگونه که خداوند مى‏‌خواهد- عمل کنم.

ان‌شاء الله- به یارى خداوند بزرگ، امام زمان(عج) و کمک رزمندگان عزیز، راه کربلا را باز خواهیم کرد تا به آرزویمان - که رفتن به کربلا است- برسیم و قبر امام حسین(ع) را بغل بگیریم و عرض ادب کنیم.

همسرم! هر چند با رفتن من، مسؤولیت‏‌هاى شما سنگین‏‌تر خواهد شد؛ اما تو باید از بانویت، حضرت زینب(س) درس بگیرى، تا مقابلِ سختی ها از خود مقاومت و بردبارى نشان دَهى. مبادا شیطان‏‌هاى داخلى و خارجی تو را وسوسه کنند و کارى کنى که از اَجر تو کاسته شود.

باید همیشه به خدا توکل داشته باشى تا زینب‏ وار به وظایف خود، عمل کنى؛ چرا که هر کس اسلام را دوست دارد، باید برابر سختی ها مقاومت کند. ضمن این که هر کارى براى خدا باشد و هر چقدر هم مشکل باشد، باز لذَّت‏ بخش است.(1661818)

گفتنی است: شهید محمد مجدی، سی و یکم تیر ۱۳۲۴، در شهر قزوین به دنیا آمد، پدرش قاسم (فوت۱۳۵۶) جگرفروش بود و مادرش عاتقه نام داشت، تا پایان دوره ابتدایی درس خواند، بنا و معمار بود، ازدواج کرد و صاحب شش دختر شد.

این شهید بزرگوار از سوی بسیج در جبهه حضور یافت، هفتم دی ۱۳۶۱، در عین‌خوش توسط نیروهای عراقی به شهادت رسید و اثری از پیکرش به دست نیامد.

منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده