در حالی که به پیاده‌روی خود ادامه می‌دادیم تیرهایی به طرف ما شلیک شد، ما سر درگم بودیم که این تیرها از کدام جهت و توسط چه کسی شلیک می‌شود...
شکار تک‌تیرانداز و تیربارچی
به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید رجبعلی بهتویی، سوم آبان ۱۳۴۲ در روستای شریف‌آباد از توابع شهر قزوین به دنیا آمد، پدرش محمدعلی(فوت۱۳۵۱) و مادرش صفیه نام داشت و تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. این شهید بزرگوار به‌ عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت، بیست و یکم اسفند ۱۳۶۲ با سمت معاون فرمانده گردان در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید، پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
عبدالله حسنی، همرزم شهید رجبعلی بهتویی:
در عملیات والفجر 4، ما در هنگام شب در حال پیاده‌روی به طرف دشمن بودیم و تا نزدیکی کوه بلندی رسیدیم و بچه‌ها از پیاده‌روی زیاد بسیار خسته شده بودند. ناگهان از دور درخت بزرگی را دیدیم و در حالی که به پیاده‌روی خود ادامه می‌دادیم تیرهایی به طرف ما شلیک شد، ما سر درگم بودیم که این تیرها از کدام جهت و توسط چه کسی شلیک می‌شود.
در همین حالت سرگردانی و سردرگمی بودیم که آقای بهتویی تشخیص داد که تیر از بالای درخت شلیک می‌شود به همین دلیل خود را به نزدیکی آن درخت رساند و با فریاد بلند از عراقی تیرانداز خواست که پایین بیاید و بدین‌گونه او را پایین کشاند و ما را از تیرهای او خلاصی بخشید.
پس از این مورد، ما دوباره به راه خود ادامه دادیم که طی مسیر دوباره به یک تیربارچی برخورد کردیم که هم بچه‌ها را خیلی اذیت می‌کرد و باعث توقف نیروها شده بود.
این تیربارچی بدون اینکه ما را به خوبی ببیند در آن تاریکی شب بی‌هدف شلیک می‌کرد تا اینکه آقای بهتویی مخفیانه رفت و تیربارچی مذکور را به درک واصل کرد و راه را برای ادامه حرکت و حمله باز کرد، گویا که او راه‌گشای مسیرمان شده بود و شجاعت‌های کم‌نظیر وی در آن عملیات فراموش شدنی نیست.
منبع: کتاب دلیر بی‌ادعا(زندگی‌نامه و مجموعه خاطرات سردار شهید رجبعلی بهتویی)
مادر شهید
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده