گفت: نه مادر، برایمان دعا کن، ما هم اینجا با پوکه‌ها هفت سین درست کرده‌ایم و به یاد شما هستیم. این را که گفت دنیا دور سرم چرخید و به دلم افتاد که... ادامه این خاطره از مادر شهید «محسن جوی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
 
به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید محسن جوی، پنجم دی ۱۳۴۵ در شهر قزوین به دنیا آمد، پدرش علی‌اصغر، فروشنده لوازم یدکی بود و مادرش ربابه نام داشت و تا اول راهنمایی درس خواند. این شهید بزرگوار به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت، سی و یکم تیر ۱۳۶۷ در میمک توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله تانک به شهادت رسید و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
ربابه بهتوئی مادر شهید محسن جوی:
هیجده سال بیشتر نداشت. نزدیکی‌های عید نوروز بود. بعد از چند روز مرخصی می‌خواست دوباره به جبهه برگردد. آن شب به بهانه شام، همه دور هم جمع شدیم، چون فردا صبح زود عازم بود.
آن شب احساس می‌کردم محسن، محسن همیشگی نیست. حال خاصی داشت و من هم تا صبح، دور رختخوابش می‌گشتم در حالی که خیلی نگرانش بودم.
جالب است که انگار او هم خواب نبود، خودش را به خواب زده بود و هر دو یه جورایی تا صبح با هم نجوا می‌کردیم.
صبح که از رختخواب کنده شد ساکش را بسته بودم. با ساکش آمد جلوی در خانه و با او خداحافظی کردم، خداحافظی‌ای که با همیشه متفاوت بود، خداحافظی که دلم نمی‌خواست هیچ وقت اتفاق بیفتد، اما افتاد و او خیلی آرام و مظلومانه رفت.
چند روزی از رفتنش نگذشته بود که همسایه‌مان درمان را زد. سراسیمه در را باز کردم، گفت: "محسن پشت خط است"، نفهمیدم چطوری خودم را به گوشی تلفن رساندم. صدایش را که از پشت تلفن شنیدم، انگار آرامش عجیبی پیدا کردم.
گفت: مادر من دیگر عید نمی‌یام و نامه هم نمی‌فرستم. گفتم: مادر مگر از ما ناراحتی؟ عید که بدون تو صفا ندارد! گفت: نه مادر، برایمان دعا کن، ما هم اینجا با پوکه‌ها هفت سین درست کرده‌ایم و به یاد شما هستیم.
این را که گفت دنیا دور سرم چرخید و به دلم افتاد که دیگر محسن را نمی‌بینم. از تلفنی که زد چند روزی نگذشته بود که در خواب دیدم شهید شده، از آن روز به بعد دیگر نمی‌فهمیدم که چه می‌کنم و کجایم.
خواب عجیبی بود و مرا تا چهل روز با خودش مشغول کرده بود و توان هیچ کاری را نداشتم. درست چهل روز از آن شب گذشته بود که خبر شهادت محسنم را آوردند.
منبع: کتاب آخرین وداع(آخرین وداع مادران شهدا با فرزندانشان)
مادر شهید
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده