<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>navideshahed.com</title>
      <link>https://navideshahed.com</link>
      <description>نوید شاهد پایگاه فرهنگ ایثار و شهادت</description>
      <managingEditor>info@navideshahed.com</managingEditor>
      <webMaster>info@iransamaneh.com</webMaster>
      <lastBuildDate>Wed, 22 Jul 2026 20:30:27 +0330</lastBuildDate>
      <generator>SepehrFeed V1.2</generator>
      <item>
         <title>حاجت مادر شهید ناو جماران که توسط شهید عالی برآورده شد</title>
         <link>https://navideshahed.com/fa/news/625062/حاجت-مادر-شهید-ناو-جماران-که-توسط-شهید-عالی-برآورده-شد</link>
         <description>در آن لحظه‌ی عجیب، فهمیدم که خداوند حاجت من را از زبان شهید «مهدی عالی» شنیده است. دو روز بعد، با خبر رسیدن پیکر، یقین کردم که پسرم بالاخره به آرزوی دیرینه‌اش رسیده است؛ پسری که از کودکی تا لحظه‌ی رفتن، همیشه با لبخند می‌گفت: دعا کنید شهید شوم.</description>
         <author>info@navideshahed.com</author>
         <pubDate>18 Jul 2026 08:35:10 +0330</pubDate>
      </item>
      <item>
         <title>آخرین تماس از دریادل ارتشی؛ صدایی که از میان تلاطم اقیانوس‌ها آمد</title>
         <link>https://navideshahed.com/fa/news/625742/آخرین-تماس-از-دریادل-ارتشی-صدایی-که-از-میان-تلاطم-اقیانوس‌ها-آمد</link>
         <description>نهم اسفند، غوغای جنگ در دل اقیانوس برپا شد. چند روزی در بی‌خبری مطلق گذشت؛ انگار دنیا برای ما متوقف شده بود. بعد از آن سه روز پر از اضطراب، بالاخره خودش تماس گرفت. صدایش آرام بود، انگار می‌خواست تمام نگرانی‌های ما را از دل بردارد. گفت: «نترسید، حال ما خوب است، من صحیح و سالم هستم و داریم به سمت خانه برمی‌گردیم.» این آخرین جملاتی بود که از امید شنیدیم. فردای آن روز، چهارشنبه سیزدهم اسفند ماه، ناو «دنا»، همان‌جایی که امید ما در آن خدمت می‌کرد، در آب‌های اقیانوس مورد اصابت زیردریایی‌های دشمن قرار گرفت.</description>
         <author>info@navideshahed.com</author>
         <pubDate>22 Jul 2026 13:27:37 +0330</pubDate>
      </item>
   </channel>
</rss>