وصیت نامه
ابراهیم رحمانی، دوازدهم دی ۱۳۲۳، در شهر تاکستان به دنیا آمد. پدرش حاجی‌آقا، کشاورز بود و مادرش صغرا (فوت۱۳۵۳) نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارمند کمیته امداد بود. سال ۱۳۴۹ ازدواج کرد و صاحب سه پسر و سه دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم فروردین ۱۳۶۶، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به سر و پا، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.

به گزارش نوید شاهد قزوین:

وصیت نامه شهید ابراهیم رحمانی

شهادت برای من از عسل هم شیرین تر است

بسم الله الرحمن الرحیم

«و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون». (آل‌عمران/۱۶۹)

«کلمه لا اله الا الله و محمداً رسول الله و علیاً ولی الله» این‌جانب «ابراهیم رحمانی»، به شماره‌ی شناسنامه‌ی ۲۳۶۷، صادره از قزوین و تاریخ تولد ۱۳۴۱، وصیت‌نامه‌ی خود را شروع می‌کنم: شهادت می‌دهم که جز خداوند متعال، خدایی نیست و من، [فقط] او را می‌پرستم و به یک‌صد و بیست و چهار هزار پیامبر ـ از حضرت آدم [(ع)] تا خاتم پیامبران، حضرت محمد (ص) ـ و وصی او، علی (ع) و یازده فرزندش، اعتقاد راسخ دارم و در انتظار مهدی موعود [(عج)] هستم و به ولی‌فقیه، حضرت امام خمینی [(س)] ـ که جانشین مهدی [(عج)] در زمان غیبت کبری می‌باشد ـ اعتقاد دارم.

شهادت می‌دهم که شیعه‌ی دوازده امامی هستم و در راه دینم به جهاد مقدس ـ که به گردن هر مسلمانی [واجب است] ـ آمده‌ام، تا دِینِ خود را در این راه [ادا] کنم و اگر خداوند در این راه مقدس شهادت [را] نصیبم کرد، [بدانید که مرحمت کرده است].

بنده از زحمات بسیار زیاد پدر و مادرم قدردانی می‌کنم و [از روی ایشان] شرمنده هستم که نتوانستم زحمات آن‌ها را جبران کنم.

پدر جان! [از] شهادت من نگران نباشید؛ این شهادت برای من از عسل هم شیرین‌تر است.

بنده از خواهرم، برادرانم و خانواده‌ام ـ یک به یک ـ خداحافظی می‌کنم و  برادرم «احمد رحمانی» ـ که وصی بنده می‌باشد ـ  دیگر عرضی ندارم. خداحافظ.

منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده