نامه شهید مفقودالاثربه مادر :
مادر از شهادتم ناراحت نباش؛ زیرا عشق من به شهادت است و این طور نیست که تو را نمی‌خواهم. تو جای خویش را در قلبم باز کرده‌ای؛ اما بدان که عشقی برتر یافته‌ام!

به گزارش نوید شاهد قزوین،شهید رضا سفیدبر، هفتم مرداد ۱۳۴۳، در روستای دانسفهان از توابع شهر بویین‌زهرا به دنیا آمد، پدرش علی‌اکبر و مادرش معصومه نام داشت، تا پایان دوره ابتدایی درس خواند و کفاش بود.این شهید بزرگوار از سوی بسیج در جبهه حضور یافت، بیستم آذر ۱۳۶۱، در سردشت توسط نیروهای عراقی به شهادت رسید و اثری از پیکرش به دست نیامد.

متن وصیت نامه:


مادر از شهادتم ناراحت نباش

 اگر چه شما را به خاطر خداوند کریم و رسول خدا، ترک کرده و عازم جبهه جنگ علیه کفار می‌باشم؛ اما بدانید قلبم با شماست و همواره با شما و آنگاه هم که به وسیله گلوله‌های دشمن، تکه پاره شوم نیز با شما خواهم بود.

این است زندگی جاویدی که خداوند وعده داده است و بدانید که این سعادتی است از برای من و پدر و مادر من و برادرانم و خواهرانم. شما باید افتخار کنید که فرزندی تربیت کردید که حسین‌وار در راه رضای خدا و به خاطر خدا و قرآن و رسول خدا، شهید می شود.

تا آن جا که نیرو و قدرت دارم، دشمنان اسلام را می‌کُشم تا اسلام را به پیروزی رسانم و اگر نتوانستم، می‌میرم که شهیدم و این را خدا وعده داده است و من تا خون در رگ‌هایم جریان دارد، دشمنان اسلام را به خاک و خون می‌کشم و هیچ گونه دغدغه و تزلزل در خود ایجاد نخواهم کرد.

ای پدر و مادر مهربانم، که مرا بزرگ کردید و برایم زحمت‌های فراوان کشیدید! من هرگز زحمت‌های شما را از یاد نخواهم بُرد و امیدوارم هرگونه بدی از من دیده‌اید، مرا ببخشید.

پدر و مادرم! من راهی را که انتخاب کرده‌ام، خوب راهی است و بین برادرانی که همه داوطلبانه برای اجرای دستور خدا (جهاد) این راه را انتخاب کرده‌اند، خوشحال هستم.

اما مادرم! دلم کمی شور می‌زند و آن به خاطر این است که فکر می‌کنم شما ناراحتید؛ که اگر باشید، من ناراحت می‌شوم؛ ولی بدانید همین کار باعث خجل شدن من و شما پیش فاطمه زهرا(س)- در روز قیامت- خواهد شد؛ البته اگر ناراحتی برطرف نشود! زیرا من که از پسر حضرت زهرا(س) برتر و بالاتر نیستم.

قرآن فرموده: «کل نفس ذائقه الموت»؛ همه کس طعم مرگ را می چشند؛ پس چه بهتر مرگی را انتخاب کنیم که جهاد در راه خدا باشد. شما هم صبر را پیشه خود سازید که قرآن فرموده: «ان الله مع الصابرین»؛ به خدا توکل کنید و از هیچ کس نترسید که: «ان الله یحب المتوکلین»؛ من طبق این آیه قرآن، راه خدا را انتخاب کردم. پدر و مادرم، شمایی که مرا تربیت کردید!

به شما بشارت می‌دهم که من راهی را پیمودم که -ان شاء‌الله- راه ائمه‌اطهار(ع) و راه شهداست و از شما خواهش می‌کنم در مرگم بی‌تابی نکنید و با روحیه‌ای بسیار عالی و خوشحالی به ایمان‌تان اتکا کنید تا الگو و نمونه‌ای برای پدر و مادرهای دیگر باشید.

مادرم! بدانید که شهید همیشه زنده است؛ پس شما چیزی را از دست نخواهید داد. سعی کنید شب‌های جمعه دعای کمیل بخوانید و مرا دعا کنید که خدا از گناهانم درگذرد.

مادرم! از شهادتم ناراحت نباش؛ چرا که عشق من به شهادت است و این طور نیست که تو را نمی‌خواهم. تو جای خویش را در قلبم باز کرده‌ای؛ اما بدان که عشقی برتر یافته‌ام؛ عشقی جان سوزتر دارم که سعی می‌کنم عاشق واقعی او شوم؛ چرا که خدا خودش گفته است: هر که را عاشقش شوم، می‌کُشم و هر کس را من بکُشم، خون بهایش خودم هستم.

من به جبهه‌های حق علیه باطل می روم و تا خون در بدن دارم، با دشمنان اسلام می جنگم و جانم را فدای رهبر و ملتم خواهم کرد.۱ (۱۳۹۷۲۳۴). رضا سپیدبر


منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده