توصیه‌ی شهید "منصور علی‌وردیخانی":
شهید "منصور علی‌وردیخانی" در وصیت‌نامه‌اش آورده است: همیشه در صحنه‌ی نبرد و جنگ حق علیه باطل شرکت داشته باشید و از خط اصیل اسلام و قرآن خارج نشوید...

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید منصور علی‌وردیخانی، یکم آبان ۱۳۴۳ در روستای خیارج از توابع شهر بوئین‌زهرا به دنیا آمد، پدرش عباس، کشاورز بود و مادرش خاتون نام داشت و تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. این شهید بزرگوار به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت، چهاردهم آبان ۱۳۶۳ در شرهانی توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، سینه و سوختگی شهید شد و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
از خط اصیل اسلام و قرآن خارج نشوید
متن وصیت‌نامه شهید منصور علی‌وردیخانی:
ای مادر مهربان و قهرمان! می‌دانم چقدر زحمت برای من کشیدی و چند سال به من شیر دادی. ای مادر! حلالم کن؛ شما در زندگی خیلی زجر کشیدی و رنج‌ها و سختی‌ها را تحمل نمودی. انشاء‌الله خدا شما را از کنیزان حضرت زهرا(س) قرار دهد.
ای مادران! از رفتن فرزندان‌تان به جبهه جلوگیری نکنید که الآن این انقلاب به جوانان این کشور احتیاج دارد. اگر این‌ها نروند؛ پس چه کسی باید برود؟ ما مسلمانیم و اسلام در خطر است. امام واجب دانسته است که باید جوانان به جبهه بروند و تنور جنگ را گرم نگه دارند.
به ندای رهبر لبیک بگویید
ما باید به ندای رهبر خود لبیک گوییم، که اکنون ملت ایران دارد عمل می‌کند که انشاء‌الله پیروزی اسلام نزدیک است و ما باید کربلا را آزاد و نهال انقلاب را با خون خود آبیاری کنیم.
ای مادر! اگر لیاقت شهادت داشتم و به شهادت رسیدم، نباید ناراحت شوی و گریه کنی تا دشمنان اسلام و قرآن شاد شوند. شما باید مثل کوه در مقابل دشمن اسلام مقاومت کنی تا بتوانی مشت محکمی بر دهان دشمنان این مرز و بوم بزنی.
کسانی که دشمن اسلام، قرآن، انقلاب اسلامی ایران، ولایت فقیه و امام خمینی هستند، حق ندارند در تشییع جنازه ی من شرکت کنند.
مادر! خدا پدر و مادرت را رحمت و شما را عاقبت بخیر نماید. انشاء‌الله اگر کربلا مشرف شدی، مرا فراموش نکن و از حضرت امام حسین(ع) تقاضا نما که قربانی‌ات را بپذیرد و هر وقت خبر کُشته شدن من به تو رسید، بگو: «انا لله و انا الیه راجعون» (بقره/۱۵۶) و این آزمونی است که خداوند دارد ما را امتحان می‌کند و هر کس از این امتحان سربلند بیرون آید، خوشا به حالش که انشاءالله ملت ایران هم از این امتحان خوب بیرون آیند و ما و شما هم جزیی از آنها باشیم.
پشتیبان روحانیت باشید
ای پدر مهربان و قهرمانم! صبر کن و خدا را شُکر کن و در مقابل دشمنان ولایت‌فقیه استقامت کن. پدرم! می‌دانم که چقدر برای من زحمت کشیدی و چه رنج‌ها و سختی‌هایی را متحمل شدی؛ اکنون هر بدی از من دیده ای مرا حلال کن.
پدرم! مانند کوه استوار باش و همیشه به خود افتخار کن که چنین فرزندی داشتی و در راه خدای خود دادی. ای پدر مهربان! خدا شما را جزو یاران امام حسین(ع) قرار دهد؛ باید برای دیگر پدران، نمونه باشی.
ای پدرم! مبادا از رفتن من به جبهه ناراحت باشی، از شما می‌خواهم از روحانیت اصیل دست برنداری و همیشه پشتیبان آنها بوده و امیدوارم همیشه در صحنه‌ی نبرد حضور داشته باشی.
و شما برادرانم! اول آن که پیرو اسلام، قرآن و ولایت‌فقیه باشید، راه شهیدان را ادامه دهید، برای اسلام جنگجویی باشید که هر وقت اسلام به شما احتیاج داشت، به میدان بروید و مانند علی‌اکبر، علی‌اصغر، حضرت عباس و یاران امام حسین(ع) باشید.
همیشه در صحنه باشید
با سلام و درود بر شما خواهرانم، می‌خواهم اول آن که حجاب خود را مانند حضرت زینب(س) همیشه حفظ کنید و همیشه در صحنه باشید. می‌دانید که چه مصیبت‌هایی بر آن بانو وارد شد؟ شما باید مقاومت تان مثل او باشد. دوم آن که در تربیت فرزندان‌تان خیلی بکوشید.
فرزندان‌تان صالح، خوب و فرمانبردار اسلام و قرآن باشند، به شرق و غرب وابسته نباشند، همیشه زندگی ساده‌ای داشته باشند و همیشه فرزندان‌تان را برای پیوستن به لشکریان امام زمان(عج) آماده نگه دارید تا در التزام رکاب او جنگ کنند.
از خط اصیل اسلام و قرآن خارج نشوید
پیام دیگرم به مردم قزوین و اطراف، به خصوص مردم روستای خودمان «خیارج» و خانواده‌ی خودم این است: همیشه پشتیبان اسلام، قرآن و امام زمان(عج) و فرمانده‌ی کل قوا، امام خمینی باشید که انشاء‌الله هستید. اکنون مشخص است که چقدر از افراد سپاه، بسیج و مردم در جبهه هستند و شما باید روز به روز تعدادشان را بیشتر کنید.
پشتیبان روحانیت اصیل که پرچمدار اسلام هستند باشید، تشییع جنازه‌ی شهدا را باشکوه برگزار کنید، به سخنان امام خمینی لبیک گویید و نگذارید دل آن پیرمرد و آن قلب نورانی از شما ناراحت شود، همیشه در صحنه‌ی نبرد و جنگ حق علیه باطل شرکت داشته باشید و از خط اصیل اسلام و قرآن خارج نشوید.
و از امت حزب‌الله می‌خواهم در مسیر و صراط مستقیم اسلام باشند و نیز از شما مردم می‌خواهم هر بدی از من دیده‌اید، مرا حلال کنید.
منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده