همزمان با سالروز شهادت شهید "رضا عابدی" در وصیت‌نامه‌ این شهید بزرگوار می‌خوانیم: شهادت نصیب هر کسى نمى‌شود و در واقع شهادت مانند شربت گوارایى است که در هواى گرم به یک فرد تشنه می‌دهند و چقدر این شربت لذَّت‏‌بخش و گواراست...
 
به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید رضا عابدی، ششم شهریور ۱۳۳۹ در شهر قزوین به دنیا آمد، پدرش محمد، تعمیرکار خودرو بود و مادرش فاطمه‌سلطان نام داشت و تا سوم متوسطه درس خواند. این شهید بزرگوار از سوی بسیج در جبهه حضور یافت، بیست و ششم اسفند ۱۳۶۳ با سمت نیروی واحد مهندسی رزمی در شرق رود دجله عراق بر اثر اصابت ترکش به صورت شهید شد و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
متن وصیت‌نامه شهید رضا عابدی:
اى مادرم، نمى‏‌گویم که برایم گریه نکن، ولى از تو مى‏خواهم رفتارت به گونه‌اى باشد که دشمنان اسلام خوشحال نشوند، بدان که شجاعت و دلیریّت براى من ثابت شده است و شما اى پدر عزیزم، پدر حزب‏ اللهى‌ام، راهى را که مى‌روى ادامه بده و بدان که این راه، همان راه انبیا، اولیا و دوستداران اسلام است.
و برادرم على جان، عذر مى‌خواهم که شما را تنها مى‌گذارم. در مدتى که بودم، خیلى دوست داشتم موقعیتى پیش مى‌آمد و با هم در سنگرهاى اسلام علیه کفر مى‌جنگیدیم و با این کار چشم دشمنان اسلام را کور مى‌کردیم.
به تمام دوستان و فامیلم سفارش مى‏کنم که در زندگى فقط برای به دست آوردن مادیات قدم بر ندارند و بدانند که امروز درخت اسلام به خون من و تو احتیاج دارد. اى برادر، باید خون خود را بدهیم تا انشاءالله اسلام عزیز به تمام کشورها صادر شود.
سفارش دیگر من این است که نماز را به ‏پا دارید، چرا که در قرآن در این‌باره خداى متعال فرموده است: «ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنکر» و تا آن جا که مى ‏توانید نماز جماعت را به پا دارید که: «یدالله مع الجماعه».
من این راه را آگاهانه انتخاب کردم و مدتى هم چون ابوالفضل(ع) که سقاى کربلا بود، براى رزمندگان یخ مى‌بُردم و چند ماهى هم در ستاد بازسازى بودم، ولى به خواست خدا موفق شدم در این عملیات شرکت کنم و از خداوند متعال مى‌خواهم توفیق دهد تا بتوانم خون خود را در این راه هدیه کنم.
اى کاش صدها بار مى‌مُردم و زنده مى‌شدم تا بتوانم کمى از دِینِ خود را که نسبت به انقلاب دارم، اَدا کنم. اینکه شهادت نصیبِ هر کسى نمى‌شود، حقیقت است و در واقع شهادت مانند شربت گوارایى است که در هواى گرم به یک فرد تشنه می‌دهند و چقدر این شربت لذَّت‏بخش و گوارا است.
و باید یادآورى کنم که هدف از این گفته‏ها، قهرمان‌پَرورى نیست! خانواده عزیزم! مى‏خواهم از طرف من از تمام دوستان و آشنایانم حلالیت بطلبید. در مجالسى که برگزار مى‌کنید، برایم طَبَق چراغ و علامت نگذارید، تا حد امکان خرج زیادى نکنید و پولش را زیر نظر حاج محمود برادران براى بازسازى مناطق جنگ ‏زده مصرف کنید، چون من واقعاً پیش این ملت عزیز که خانه‏‌هایشان در جنگ تحمیلى به دست صدامیان جنایتکار ویران شده است، شرمنده و خجالت زده‌ام.
در این جنایت نه فقط صدام، بلکه آمریکا، شوروى و تمام کشورهاى امپریالیستى، صهیونیستى و سران مرتجع عرب نیز شرکت داشتند. به امید زیارت کربلا و قدس عزیز توسط تمامى برادران و خواهران حزب‌الله.
منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین
مادر شهید
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده