قبل از رفتنش به جبهه می‌خواستیم برایش عقد کنیم، گفتم بمان و بعد از سوم شعبان برو. گفت: مادر سوم شعبان ... ادامه این خاطره از مادر شهید «علی تاج‌احمدی‌تبریزی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
 
به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید علی تاج‌احمدی تبریزی، بیستم آبان ۱۳۴۳ در شهر قزوین به دنیا آمد، پدرش جلیل و مادرش فاطمه نام داشت و تا سوم متوسطه درس خواند. این شهید بزرگوار به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت، بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۶۲ در پاسگاه زید عراق بر اثر اصابت ترکش به ران و شکم شهید شد و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
فاطمه رجب‌زاده‌حسن‌بیگی مادر شهید علی تاج‌احمدی‌تبریزی:
اواخر ماه رجب بود که از جبهه‌ها به خانه آمد. هنوز بیست و چهار ساعت از آمدنش نگذشته بود که گفت: مادر، من دوباره باید بروم. گفتم: کجا؟، گفت: می‌روم شیراز و تا سوم شعبان هم برمی‌گردم.
پیشانی‌اش را بوسیدم و گفتم: خدا پشت و پناهت باشد و برای اولین بار بود که به هنگام رفتنش آب پشتش نمی‌پاشیدم.
روز سوم شعبان منتظر آمدنش بودم، دیر کرد، چادرم را برداشتم که بروم سپاه و سراغش را بگیرم. در را که باز کردم دو برادر سپاهی جلوی در بودند.
گفتند: علی زخمی شده است و مرا با خود بردند سپاه، پرسیدم: کدام بیمارستان است مرا ببرید علی‌ام را ببینم؟. گفتند: بیمارستان ارتش است و الان نمی‌شود رفت. باشد برای فردا و مرا دوباره به خانه برگرداندند.
خانه که آمدم سر و کله بچه‌ها و دامادها پیدا شد که فهمیدم علی شهید شده است. قبل از رفتنش به جبهه می‌خواستیم برایش عقد کنیم، گفتم بمان و بعد از سوم شعبان برو.
گفت: مادر سوم شعبان تشییع جنازه من است، این حرف را که زد من ناراحت شدم علی هم بلافاصله گفت: مادر شوخی کردم.
روز سوم شعبان آن سال که ولادت امام حسین(ع) هم بود، باران شدیدی می‌بارید و ما هم پیکر پاک علی را تشییع می‌کردیم.
منبع: کتاب آخرین وداع(آخرین وداع مادران شهدا با فرزندانشان)
مادر شهید
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده