شهید "ایرج آموخت" در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: « بعد از شهادتم لباس سیاه بر تن نکنید چرا که من به معشوقم رسیده‌ام. عشقم الله است، من بنده او هستم و حجله عزای من، حجله دامادی من است...»
بعد از شهادتم لباس سیاه بر تن نکنید

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید ایرج آموخت، بیست و هشتم شهریور ۱۳۴۷ در شهر تهران به دنیا آمد، پدرش امیدعلی ( شهادت ۱۳۶۴) و مادرش شاه‌صنم نام داشت و تا اول راهنمایی درس خواند. این شهید بزرگوار از سوی بسیج در جبهه حضور یافت، بیست و پنجم بهمن ۱۳۶۴ در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به قلب شهید شد و مدفن او در گلزار شهدای شهر آبیک قرار دارد.

متن وصیت‌نامه شهید ایرج آموخت:

شهادت! ای آغوش پُر مهر خدایی! ای تو ناله‌های دردمند شیعه! تو را دیدم و می شناسم. تو را در محراب کوفه دیدم که مظلومیتت را نثار قدوم مبارک حضرت علی (ع) کردی. تو را در قتلگاه دیدم که پیکر پاره پاره فرزند زهرا(س) را به آغوش کشیدی و تو را در فیضیه و میدان شهدا دیدم که سراسیمه به یاری اسلام آمده بودی.

تو را در قتلگاه ۷۲ تن کربلای ایران دیدم که با بیرق‌های پاره پاره و سوخته به جنگ کفر و نفاق رفتی. تو را بر بالین شهید مظلوم بهشتی دیدم که بر مظلومیتش خون گریستی. تو را در جبهه‌های نبرد خیابان‌ها، کوچه‌ها و در وجب به وجب خاک میهن اسلامی دیدم و هرگز فراموشت نخواهم کرد.

بار خدایا! این قطره خون ناچیز و ناقابل مرا در راه گسترش اسلام از من حقیر بپذیر و اگر جان ما این ارزش را دارد که برای اسلام فدا شود و انقلاب به پیش رود پس صدها بار به ما جان بده تا مبارزه کنیم و شهید شویم.

حجله عزای من، حجله دامادی من است

بار خدایا! اگر با ریختن خون ما اسلام و انقلاب به پیش خواهد رفت، پس ای گلوله‌ها! ببارید به سینه‌های ما. بار خدایا! پروردگارا! اینک تو را شاهد می‌گیرم که آگاهانه به مشهد خویش می‌روم.

و اما شما ای عزیزانم! بعد از شهادتم لباس عزا بر تن نکنید و در مجلسم عزاداری کاری نکنید که مردم خیال بکنند که مُرده‌ام. نه! در مجلسم شاد باشید و بگویید او زنده است زیرا «شهید، قلب تاریخ است».

اگر جسم و جان من پیش شما نیست، روحم در نظرتان است. بعد از شهادتم لباس سیاه بر تن نکنید چرا که من به معشوقم رسیده‌ام. عشقم الله است و من بنده او هستم و حجله عزای من، حجله دامادی من است.

من با شهادت، ازدواج کرده‌ام!

شما پدر عزیزم! در دوران کودکی و جوانیم برایم زحمت زیادی کشیدی ولی من لیاقت جبران آن را نداشتم، امیدوارم که مرا ببخشید و بعد از شهادتم مرا دعا کنید که خداوند، منِ حقیر را به درگاه هستی بپذیرد.

و تو، ای مادر عزیزم! بعد از شهادتم هیچ افسوس مخور و چون کوه، محکم و استوار باش و در شهادتم قطره‌ای اشک مریز هر چند می‌دانم که داغ فرزند بسیار بزرگ است ولی این را بدانید که من با شهادت، ازدواج کرده‌ام!. لباس دامادی من همان لباس آغشته به خون من است و حجله عزای من، حجله دامادی من است، پس شاد باشید.

همیشه گوش به فرمان رهبر باشید

وصیت دیگر من این است که همیشه گوش به فرمان رهبر باشید، از امام خمینی(س) در هر موقعیت، دفاع و حمایت کنید، همواره راه شهیدان را ادامه دهید و اینکه همیشه با مستمندان باشید.

حضرت پیامبر(ص) می‌فرماید: «هر مسلمانی که شب را به روز آورد و فکر برادر مسلمان خود نباشد، مسلمان نیست.» و من امیدوارم که شما به این حدیث عمل کنید. انشاءالله.

و مادر عزیزم! وصیت آخر من این است که سلام مرا به تمام دوستان و آشنایان برسان، به آنها بگویید که مرا حلال کنند چون ممکن است ما دیگر برنگردیم، اگر برنگشتم مرا حلال کنید و اگر شهید شدم قطره‌ای برای من اشک نریزید و همچون زینب(س) استوار باشی.

منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین

مادر شهید

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده