«شب که محمدرضا از بیمارستان مرخص شد، حسن یک دوچرخه برایش خرید و به پادگان رفت، سه روز تمام در آنجا ماند و به شکرانه سلامت پسرم روزه گرفت ...» ادامه این خاطره را از زبان خواهر شهید «حسن حسین‌پور» در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
روزه برای عمل خطا!

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید حسن حسین‌پور، بیستم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ در قزوین به دنیا آمد، پدرش سلیمان و مادرش اشرف رضائی نام داشت و تحصیلاتش را تا پایان مقطع متوسطه ادامه داد. این شهید بزرگوار در تاریخ پانزدهم فروردین ماه ۱۳۸۹ ازدواج کرد، تکاور و پاسدار سپاه بود و توسط سپاه صابرین تهران به عنوان فرمانده دسته در شمال غرب(سردشت) حضور یافت. وی چهاردهم شهریور ماه سال ۱۳۹۰ و در حین درگیری با گروهک ضد انقلاب پژاک بر اثر اصابت گلوله مستقیم و جراحات وارده شهید شد و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد.

روزه برای عمل خطا!

خواهر شهید حسن حسین‌پور:
هرگاه از محل کار به خانه می‌آمد و چشمش به پسرم محمدرضا می‌افتاد او را در آغوش می‌کشید و به هوا پرتاب می‌کرد! محمدرضا هم این بازی را خیلی دوست داشت و می‌خندید یکبار که با هم مشغول بازی بودند، حسن بچه را بیشتر به بالا پرتاب کرد و ناگهان سر محمدرضا به سقف خورد و به زمین افتاد.

در همین لحظه هم همسرم از مسافرت برگشت و همگی هراسان او را به بیمارستان رساندیم. در میان راه به حسن گفتم:«تو چیزی نگو! من می‌گویم که بچه از بالای رختخواب‌ها افتاده است!».

دکتر بعد از معاینه محمدرضا رو به او کرد و گفت: «انگار معجزه‌ای رخ داده. بچه کاملا سالم است!» این خبر، بعد از آن شوک بدی که به حسن وارد شده بود، می‌توانست به نوعی احیابخش زندگی دوباره‌ای برایش باشد.

شب که محمدرضا را از بیمارستان مرخص کردیم، حسن یک دوچرخه برایش خرید و به پادگان رفت؛ سه روز تمام در آنجا ماند و به شکرانه سلامت محمدرضا، روزه گرفت.

از آن روز به بعد هر موقع یاد آن اتفاق می‌افتاد، تاسف عمیقی می‌خورد و با خود زمزمه می‌کرد:«عجب کار اشتباهی کردم ...»

منبع: کتاب راه ستاره‌ها 3 (زندگینامه و مجموعه خاطرات شهید حسن حسین‌پور)

مادر شهید
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده