با مشکل کم‌آبی مواجه شدیم این در حالی بود که هوا بسیار گرم بود و بچه‌ها تشنه شده بودند، آقای مسعود پرویز مرتب به بچه‌ها سفارش می‌کرد که از آب بسیار کم استفاده کنند تا به مشکل جدی برخورد نکرده و بتوانند به عملیات ادامه دهند... آنچه می خوانید بخشی از خاطرات همرزم شهید «رجبعلی بهتویی» است که تقدیم حضورتان می شود.
حل مشکل بی‌آبی

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید رجبعلی بهتویی، سوم آبان ۱۳۴۲ در روستای شریف‌آباد از توابع شهر قزوین به دنیا آمد، پدرش محمدعلی(فوت۱۳۵۱) و مادرش صفیه نام داشت و تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. این شهید بزرگوار به‌ عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت، بیست و یکم اسفند ۱۳۶۲ با سمت معاون فرمانده گردان در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید، پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

خاطرات محمود بهتویی، همرزم شهید رجبعلی بهتویی:

من در عملیات فتح‌المبین، در گردان قدس به فرماندهی شهید بزرگوار مسعود پرویز شرکت داشتم و شهید بهتویی نیز که از فرماندهان بود نزد ما می‌آمد تا مرا که از همشهریان و بستگان او بودم ببیند.
در یکی از روزهای عملیات فتح‌المبین که ما در منطقه بودیم، با مشکل کم‌آبی مواجه شدیم این در حالی بود که هوا بسیار گرم بود و بچه‌ها نیز تشنه شده بودند، آقای مسعود پرویز مرتب به بچه‌ها سفارش می‌کرد که از آب بسیار کم استفاده کنند تا به مشکل جدی برخورد نکرده و بتوانند به عملیات ادامه دهند.
در هنگام سفارش ایشان بود که آقای بهتویی نزد ما آمد و گفت فکری به ذهنم رسیده و آن این است که اگر ما زمین را بکنیم می‌توانیم به آب برسیم! این سخن ایشان امر باور نکردنی بود و کسی آن را نپذیرفت و راضی به کندن زمین نشد اما آقای بهتویی که گویی به او الهام شده که فکرش درست است، خطاب به من گفت: پسر عمو بیا و کمک کن تا زمین را بکنیم و من نیز با اصرار ایشان شروع به کندن زمین کردم.
و در آن گرمی هوا دو نفری زمین را کنیدم و گودالی در حدود یک متر و نیمی درست کردیم و من به دلیل خستگی مفرط به آقای رجبعلی گفتم که بی‌فایده است باید دست از کندن بکشیم.
ما چند دقیقه‌ای دست از کار کشیدیم تا استراحتی کنیم پس از استراحت آقای بهتویی به من گفتند که بلند شو تا کار را ادامه دهیم! اما من گفتم بی‌فایده است در حین صحبت‌های ما بود که ناگهان یکی از بچه‌ها با خوشحالی آمد و گفت: از چاله‌ای که شما کنده‌اید آب درآمده و این خبر باعث خوشحالی بچه‌های تشنه لب شد و مشکل آب نیز حل گردید.

منبع: کتاب دلیر بی‌ادعا(زندگی‌نامه و مجموعه خاطرات سردار شهید رجبعلی بهتویی)

مادر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده