تعداد بازدید: ۱۸۳
«توی گلزار شهدا نشسته بودیم، بهم گفت: همین جا جای منه، یکیشو برای خودم سفارش دادم! زدم توی سرم گفتم: ناصر این چه حرفیه که می‌زنی؟! ...» ادامه این خاطره از سردار گمنام دانشجوی شهید "سید ناصر سیاه‌پوش" را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

ی
به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید سید ناصر سیاه‌پوش، هجدهم بهمن ماه سال ۱۳۳۷ در شهر قزوین به دنیا آمد، پدرش سید محمد و مادرش فاطمه‌بیگم نام داشت، دانشجوی دوره کارشناسی در رشته ریاضی و پاسدار بود. این شهید بزرگوار دهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ با سمت فرمانده گردان در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

همین جا جای منه، یکیشو برای خودم سفارش دادم!

خاله شهید سید ناصر سیاهپوش روایت می‌کند: می‌گفت دوست ندارم اسیر بشم، دعا کنید شهادت نصیبم بشه یا یادمه همیشه می‌گفت برای ناصر دعا نکنید، دعا کنید جنگ پیروز بشه، فقط وقتی امام سربلند بشه ما عاقبت‌بخیر میشیم.

تشییع پیکر پسر حاج‌آقای باریک‌بین بود. توی گلزار شهدا نشسته بودیم، بهم گفت: همین جا جای منه، یکیشو برای خودم سفارش دادم! زدم توی سرم گفتم: ناصر این چه حرفیه که می‌زنی؟! انشاء‌الله این صدام گور به گور شده به زمین گرم بخوره که بچه‌های مردم رو اینطور به خاک و خون کشیده.

یه لبخند زد و گفت: خاله جون این افتخاره که شهید بشیم، چی از این بهتر که آدم جون‌شو توی این راه بده!.

از نیرو‌های اصلی اطلاعات سپاه قزوین بود

میکائیل باقری از همرزمان شهید سید ناصر سیاهپوش روایت می‌کند: امامزاده علی (ع) بودیم. خیلی توی فکر بود. وضو که گرفتیم بهم گفت می‌خواد از کمیته بره سپاه! اعتقاد داشت اونجا بهش بیشتر نیازه، نظر من رو می‌خواست. گفتم خودت بهتر می‌دونی!

فکر می‌کردم یه پاسدار عادی میخواد بشه، بعد‌ها فهمیدم شده یکی از نیرو‌های اصلی اطلاعات سپاه قزوین!

منبع: کتاب استاندار بصره (گذری بر زندگی سردار گمنام دانشجوی شهید سید ناصر سیاه‌پوش)

پوستر سالروز شهادت شهید «سلیمانی»

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده