برگی از خاطرات دفاع مقدس؛
تعداد بازدید: ۸۷
«اکثراً به هنگام صرف غذا یا برای شناسایی می‌رفت و یا در حال انجام امور نظامی بود، لذا همیشه برایم سوال بود: پس علی چه وقت‌هایی و چه نوع غذایی می‌خورد؟ ...» ادامه این خاطره از شهید «علی میوه‌‏چین» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

نان و آبلیمو!

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید علی میوه‌‏چین ۱۵ خرداد ماه سال ۱۳۴۱ در قزوین به دنیا آمد، تحصیلاتش را با پایان مقطع متوسطه در هنرستان انقلاب در قزوین گذراند، همراه با مردم در وقایع انقلاب سال ۵۷ حضور فعال داشت و پس از پیروزی انقلاب نیز در حزب جمهوری اسلامی، جهاد سازندگی و شکل‏‌گیری بسیج در قزوین مشارکت داشته و به آموزش نظامی بسیجیان و رزمندگان عازم جبهه‏ها پرداخت. شهید میوه‌چین با تحرکات ضدانقلاب در کردستان و آغاز جنگ تحمیلی به‏ دفعات در جبهه‏‌های مختلف حضور داشت و همچنین در عملیات‏‌های فتح‌‏المبین و بیت‏‌المقدس به‏ عنوان فرمانده‏ گردان نقش‌‏آفرین بود.

وی سرانجام غروب ۱۸ بهمن ماه سال ۱۳۶۱ و در آستانه‏ عملیات والفجر مقدماتی در حالی‏ که به فرماندهی عملیات تیپ الهادی (ع) از لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب (ع) منصوب شده بود به منظور تکمیل شناسایی‏‌ها و توجیه فرماندهان و مسئولان نظامی تیپ الهادی، به منطقه‏ فکه اعزام شد. این شهید بزرگوار بر اثر اصابت ترکش خمپاره بر سر مجروح شده و پس از انتقال به بیمارستان امام‏ خمینی (ره) تهران، ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۶۱ دعوت حق را لبیک گفته و در گلزار شهدای قزوین آرام گرفت.

نان و آبلیمو!

سید یوسف رزازهاشمی همرزم شهید علی میوه‌چین روایت می‌کند: سال ۱۳۶۱ روز‌های زیادی را با علی در مناطق جنگی والفجر مقدماتی بودم؛ اما کمتر اتفاق می‌افتاد که غذا خوردن علی را ببینم، او اکثراً به هنگام صرف غذا یا برای شناسایی می‌رفت و یا در حال انجام امور نظامی بود، لذا همیشه برایم سوال بود: پس علی چه وقت‌هایی و چه نوع غذایی می‌خورد؟
آن روز‌ها وقتی خودروی حامل غذا می‌آمد، امکان توقف در یک مکان را نداشت، بنابراین رزمندگان با ظرف‌های غذا به دنبال ماشین حرکت می‌کردند و رزمنده‌ای که کنار دیگ غذا بود، غذای هر نفر را درون ظرفش می‌ریخت، لذا در مسیر این جریان عدم حضور علی کاملا محسوس بود.

یک روز ساعت ۳ بعدازظهر داخل چادر استراحت می‌کردم که صدای خرد کردن نان خشک به گوشم رسید، از چادر که زدم بیرون دیدم علی کنار چادر روی تکه تخته‌اش نشسته و بوتین‌هایش را درآورده و پلاستیکی را پهن کرده که داخل آن نان خشک به همراه یک لیوان بود و در کمال ناباروری دیدم علی نان خشک را داخل آبلیموی لیوان کرده و سپس می‌خورد. از آن پس موارد زیادی را دیدم که علی با همین نان خشک و آبلیمو شکمش را سیر می‌کرد.

منبع: کتاب علی بیست بیست، (مجموعه‏ سرگذشت و خاطرات مرتبط با سردار شهید علی میوه‌‏چین)

پوستر سالروز شهادت شهید «سلیمانی»

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده