خاطرات شفاهی

آخرین اخبار:
خاطرات شفاهی

فیلم| میان سه راهی جبهه؛ شهادت، جانبازی یا اسارت

حمیدرضا محمدی، رزمنده دفاع مقدس، در این بخش از مصاحبه ویدیویی خود از لحظات تصمیم‌گیری برای رفتن به جبهه می‌گوید؛ لحظاتی که با وجود دلبستگی عمیق به خانواده، تنها سه سرنوشت را پیش روی خود می‌دید: شهادت، جانبازی یا اسارت.
روایت جانباز ۷۰ درصد از نبرد سردشت؛

فیلم| «درس و مشق را رها کردم و راهی جنگ شدم»

حیدر سبک رو، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، در این بخش از مصاحبه ویدیویی خود از اعزام به کردستان در سال ۱۳۶۲ و درگیری مستقیم با ضدانقلاب در سردشت می‌گوید؛ روایتی از نوجوانی که مدرسه را رها کرد و در دل آتش، معنای واقعی دفاع را آموخت.

فیلم| «آنجا کربلای ما بود»؛ روایت جانباز گیلانغرب از ایستادگی

خیرالله بدخشان، جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس، در این بخش از مصاحبه ویدیویی خود از مجروحیت‌هایش در گیلانغرب و لحظاتی می‌گوید که زیر آتش خمپاره، شهادت را از فاصله‌ای چند سانتی‌متری احساس کرد؛ روایتی آمیخته به درد، ایمان و باور عمیق به راه ولایت.

فیلم| دو کیلومتر زیر آتش؛ روایت جانباز مرصاد از معنای واقعی ایثار

داود اشرفی، جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس، در این بخش از مصاحبه ویدیویی خود با بازگویی خاطراتی از عملیات مرصاد، از لحظاتی سخن می‌گوید که پس از مجروحیت شدید، تنها ایثار و فداکاری همرزمانش او را از میان آتش و خون نجات داد.

فیلم| «وقتی نام شهدا را می‌برم، تنم می‌لرزد»؛ روایت جانباز خیبر از ایمان رزمندگان

داوود پیرامون، جانباز ۵۵ درصد دفاع مقدس، در این بخش از مصاحبه ویدیویی خود از مجروحیت در عملیات خیبر و خاطراتی عمیق از شهدا سخن می‌گوید؛ خاطراتی که هنوز با یادشان لرزه بر جانش می‌افتد و مسیر زندگی امروز او را شکل داده است.
روایت جانباز اراکی از شهیدی که معلم ایمان بود؛

فیلم| از افشای فساد سلطنت تا شهادت؛ دیدگاه سیاسی یک شهید پیش از انقلاب

داود صیدی گواری، جانباز ۶۵ درصد دفاع مقدس، در این بخش از مصاحبه ویدیویی خود با بازگویی خاطراتی از پسر‌دایی شهیدش، از نگاه انتقادی و آگاهانه او نسبت به سلطنت و فساد پیش از انقلاب سخن می‌گوید؛ دیدگاهی که از روشنگری در جمع خانواده آغاز شد و سرانجام به حضور در جبهه و شهادت انجامید.

فیلم| ۱۵ ساله بودم که در کرخه مجروح شدم؛ روایت نوجوانی از روستای شهیدپرور لکان

داوود کمانی، جانباز دفاع مقدس از روستای لکان شهرستان خمین، در این بخش از مصاحبه ویدیویی خود، از تلاش‌های مکرر برای اعزام به جبهه در سن کم و لحظه مجروحیتش در اوایل جنگ می‌گوید؛ روایتی از نسلی که با اصرار، التماس و عشق، راهی میدان خطر شد.

فیلم| از کودکی در رنج تا مجروحیت در سردشت؛ روایت زندگی جانبازی که ایستاد و ادامه داد

عبدالعلی تیغعلی، جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس، در این بخش از مصاحبه ویدیویی خود، از مسیری طولانی و پرمشقت می‌گوید؛ مسیری که از کودکی در روستا و سختی‌های خانواده آغاز شد، به جبهه‌های غرب و جنوب کشور رسید و با مجروحیت‌های متعدد و سال‌ها درمان و خدمت ادامه یافت.

فیلم| خبر رحلت امام، سنگین‌تر از هر داغی؛ روایت یک روستازاده از روزی که ایران گریست

عبدالله مولایی، جانباز ۶۰ درصد دفاع مقدس از شهرستان بروجرد، در این بخش از مصاحبه ویدیویی خود، از روزی سخن می‌گوید که خبر رحلت امام خمینی(ره) به روستایشان رسید؛ خبری که به گفته او، پس از فقدان مادرش، تلخ‌ترین و سنگین‌ترین خبر زندگی‌اش بود.

فیلم| از شناسنامه دستکاری‌شده تا مجروحیت در کربلای ۵؛ روایت جوانی که جنگ را انتخاب کرد

علی احسان‌بخش، جانباز دفاع مقدس، در این بخش از مصاحبه ویدیویی خود از نخستین روزهای حضورش در جبهه می‌گوید؛ از زمانی که با وجود سن کم و بدون پذیرش رسمی، راهی کردستان شد و سرانجام در عملیات کربلای ۵، مجروحیت را به جان خرید.
خاطرات شفاهی جانبازان

منافقین به چاه‌های نفت حمله و مین‌گذاری می‌کردند

جانباز ۴۰ درصد «ابوالفضل منافی» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در منطقه دهلران، وظیفه ما حفاظت از چاه‌های نفت بود چراکه منافقین به چاه‌های نفت حمله و مین گذاری می‌کردند و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان؛

سه روز در آسایشگاه دشمن؛ روایت اسارت در اردوگاه تکریت

آزاده و جانباز سرافراز «کریم شریفی شمیلی» درباره دوران اسارت خود چنین روایت می‌کند: عراقی‌ها برای سربازانشان یک آسایشگاه ساخته بودند و ما را سه روز در آنجا نگه داشتند. پس از آن، ما را به اردوگاه تکریت منتقل کردند. شب‌ها به‌ سختی می‌خوابم و هنگام خواب احساس خفگی به من دست می‌دهد؛ با این حال، هیچ‌وقت روحیه‌ام را از دست نمی‌دهم و خودم را نمی‌بازم.
روایت خانواده شهید مدافع حرم محسن فرامرزی

شهیدی که با سلام دادن به امام الرئوف(ع) به آرزویش رسید

به نقل از چهار تن از یارانش، او در لحظه اصابت تیر، با صدای بلند نام امام رضا (ع) را بر زبان آورد و گفت: در سخت‌ترین لحظات، شما وعده کرده بودید که کنارمان می‌مانید. و همان‌دم، عطری دل‌انگیز فضا را پر کرد، محسن نشست، سلام داد و به شهادت رسید.
روایت جانباز دفاع مقدس رضا سیه‌پوش از مسیری که با ایمان آغاز شد و با ایثار ادامه یافت

از راهپیمایی‌های کودکی تا میدان آتش والفجر ۸

رضا سیه‌پوش، جانباز دفاع مقدس و از رزمندگان عملیات والفجر ۸، روایتگر نسلی است که از کلاس پنجم ابتدایی و راهپیمایی‌های انقلاب، مستقیم به جبهه‌های غرب و جنوب کشور رسید؛ نسلی که با سن کم، اما با دل‌های بزرگ، ایستاد، جنگید، مجروح شد و حتی پس از جنگ نیز میدان خدمت را ترک نکرد.
روایت جانباز دفاع مقدس حسین ابراهیمی از جبهه تا سنگر آموزش

خمپاره‌ای بی‌صدا، مسیری که هرگز متوقف نشد

حسین ابراهیمی، جانباز ۴۵ درصد دفاع مقدس و از فرهنگیان شهرستان خمین، روایتگر مسیری است که از کودکی در روستای بهشت آغاز شد، به جبهه‌های چنگوله در حدفاصل مهران و دهلران رسید و پس از مجروحیت و قطع پا، در سنگر آموزش و پشتیبانی جنگ ادامه یافت؛ روایتی صادقانه از ایمان، اطاعت از ولایت و ایستادگی مردی که جنگ برایش پایان نداشت، فقط شکل خدمت تغییر کرد.

فیلم| جانبازی که بعد از کمای بیست‌روزه در عملیات مرصاد حماسه آفرید

احمدرضا اسماعیلی، جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس، در روایت خود از مجروحیت سنگین، کمای طولانی، بازگشت دوباره به جبهه، حضور در گردان روح‌الله و عملیات‌هایی از حلبچه تا والفجر ۱۰ و در نهایت نبرد سرنوشت‌ساز «مرصاد» می‌گوید؛ روایتی از ایستادگی، مسئولیت‌پذیری و رفاقت‌های جبهه را در نوید شاهد مشاهده کنیم.

فیلم| نجات جانباز حسین ابراهیمی با بستن شاهرگ پاره؛ روایتی از مجروحیت تا قطع پا

حسین ابراهیمی، جانباز ۵۰ درصد اهل روستای بهشت از توابع خمین، در روایتی تلخ و شنیدنی از لحظه مجروحیت، نجات معجزه‌آسای خود توسط همرزمش، روزهای طولانی کما، عمل‌های پی‌درپی و تصمیم سختِ قطع پای آسیب‌دیده می‌گوید.

فیلم| چریک‌های نوجوانِ زمستان ۵۹؛ خاطرات سخت آموزش حاج علی محمدی

علی محمدی، مشهور به «حاج علی» و متولد ۱۳۴۴ از روستای امامزاده یوجان خمین، از روزهایی می‌گوید که در نوجوانی، در تب انقلاب و آغاز جنگ، با ضمانت فرماندهان سپاه توانست راهی پادگان الغدیر اصفهان شود؛ جایی که سخت‌ترین دوره‌های آموزشی او را برای حضور در خط مقدم آماده کرد.

فیلم| مردی که عهدش با وطن را نشکست

محمدمهدی برزآبادی فراهانی، جانباز ۵۰ درصد و بسیجی اهل اراک، از نخستین روزهای حضورش در جبهه تا عملیات‌های سنگینی چون «فتح‌المبین»، «بیت‌المقدس»، «رمضان»، «محرم»، «والفجر ۳» و «کربلای ۴» روایت می‌کند؛ روایتی آکنده از رشادت، زخم، شهادت برادر و سال‌هایی که ایمان، تنها سلاح همیشگی‌اش بوده است.

فیلم| هم‌نفسِ آتش و فولاد؛ جانباز محمد مرادی و عهدی که نشکست

محمد مرادی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس از روستای لکانِ خمین، در روایتی صمیمی از سال‌های سربازی در جبهه سومار و نفت‌شهر، از لحظه تلخ اصابت گلوله به گردنش تا روزهای سخت درمان و توان‌بخشی می‌گوید؛ روایتی که در هر سطرش وفاداری به وطن موج می‌زند.
طراحی و تولید: ایران سامانه