تعداد بازدید: ۱۰۱
نوید شاهد - «همسایه‌مان همیشه به شوخی، حسن را برادر قلابی خطاب می‌کرد و می‌گفت: آخه این چه وضعه لباس پوشیدنه برادر قلابی؟! ریش میذاری و پیرهنتم روی شلوار... تو چه برادری هستی دیگه؟ ...» ادامه این خاطره از زبان خواهر شهید "حسن حسین‌پور" را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

خاطرات/ شهید

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید حسن حسین‌پور، بیستم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ در قزوین به دنیا آمد، پدرش سلیمان و مادرش اشرف رضائی نام داشت و تحصیلاتش را تا پایان مقطع متوسطه ادامه داد. این شهید بزرگوار در تاریخ پانزدهم فروردین ماه ۱۳۸۹ ازدواج کرد، تکاور و پاسدار سپاه بود و توسط سپاه صابرین تهران به عنوان فرمانده دسته در شمال غرب (سردشت) حضور یافت. وی چهاردهم شهریور ماه سال ۱۳۹۰ و در حین درگیری با گروهک ضد انقلاب پژاک بر اثر اصابت گلوله مستقیم و جراحات وارده شهید شد و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد.

برادر قلابی!

خواهر شهید حسن حسین‌پور روایت می‌کند: همسایه‌مان همیشه به شوخی، حسن را برادر قلابی خطاب می‌کرد و می‌گفت: آخه این چه وضعه لباس پوشیدنه برادر قلابی؟! ریش میذاری و پیرهنتم روی شلوار... تو چه برادری هستی دیگه؟.

حسن هم او را به شوخی «ضد انقلاب» خطاب می‌کرد و می‌گفت تو با من چه کار داری دیگه ضد انقلاب! بعد از شهادت حسن دکتر به قدری شرمنده شده بود که حد نداشت. دلتنگش شده بود و دائما خودش را سرزنش می‌کرد که چرا آنقدر سربه سر حسن گذاشته بود.

کسب رضای خدا اولویت کارش بود

حسن کاملا مبادی آداب بود. در هر زمینه‌ای که فکرش را می‌کردیم، واکنش بسیار معقول و سنجیده‌ای از خود نشان می‌داد. از آنجا که در انجام کارهایش تنها رضایت خدا را در نظر می‌گرفت، اعتماد به نفس زیادی هم داشت.

به رعایت آداب غذا خوردن هم توجه زیادی داشت. همیشه به ما می‌گفت: «هنگام صرف غذا، صحبت نکنید و مراقب باشید که بی‌صدا غذایتان را بخورید تا دیگران در کنار شما احساس راحتی کنند.»

منبع: کتاب راه ستاره‌ها ۳ (زندگینامه و مجموعه خاطرات شهید حسن حسین‌پور)

پوستر سالروز شهادت شهید «سلیمانی»

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده