«شانزده سال بیشتر نداشتم. در منطقه شلمچه در سنگر نشسته بودیم و با بچه‌ها صحبت می‌کردیم، می‌گفتیم که در عملیات عمودی می‌رویم، افقی برمی‌گردیم، می‌خندیدیم و عین خیالمان هم نبود ...» ادامه این خاطره را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

در عملیات عمودی می‌رویم، افقی برمی‌گردیم!

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، ایثارگر «علیرضا نجفی‌نیارکی» روایت می‌کند: شانزده سال بیشتر نداشتم. در منطقه شلمچه در سنگر نشسته بودیم و با بچه‌ها صحبت می‌کردیم، می‌گفتیم که در عملیات عمودی می‌رویم، افقی برمی‌گردیم، می‌خندیدیم و عین خیالمان هم نبود.

چند روزی بود که حال و هوای من جور دیگری بود، شب‌ها که می‌خوابیدم دست‌هایم روی زمین نمی‌ماند و بالا می‌رفت به بچه‌ها گفتم که احساس می‌کنم من یا شهید می‌شوم و یا دو دستم قطع می‌شود.


بعد از یکی دو روز که در همین حال و هوا بودم، نزد حاج صادق انبارلویی فرمانده‌مان رفتم و به او گفتم می‌خواهم وصیت‌نامه بنویسم. حاج صادق خندید و گفت: پس تو هم بالاخره رفتنی شدی! شروع کردم به نوشتن وصیت‌نامه، ولی نشد که آن را کامل کنم، چون یکی دو روز بعد مجروح شدم.

منبع: کتاب نسل آفتاب (جلد ۱)

پوستر سالروز شهادت شهید «سلیمانی»

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده